عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
167
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
در اسلام است كه با هفتاد نفر شاهد بيعت عقبه بود . قبل از اسلام ، زمانى كه كتابت در ميان عرب اندك بود ، نوشتن مىدانست . از كاتبان وحى هم بوده است . جايگاه وى چنان است كه خداوند به پيامبر [ ص ] فرمان داد تا قرآن را بر ابىّ قرائت كند و پيامبر [ ص ] با ستايش از او ، دربارهاش مىفرمود : « قارىترين امّت من ، ابىّ است » « 1 » . ابىّ شاهد جنگهاى بدر ، احد و خندق بوده است ، وى در تمام صحنهها با پيامبر [ ص ] بود و بعد از وفات پيامبر [ ص ] يكى از كسانى بود كه قرآن را از راه حافظه [ جمع به معناى حفظ ] جمع آورى نمود . عمر نزد او مىآمد و پيوسته با او مصاحبت مىكرد و منزلتش را گرامى مىداشت . روزى ابىّ از عمر پرسيد : چرا مرا به كارى نمىگمارى ؟ عمر گفت : نمىپسندم كه دينت آلوده گردد . ابىّ در طول زندگىاش قرآن را در هر هشت شب ختم مىكرد . از مسائل ثابت و قطعى آن است كه ابىّ يكى از كسانى بود كه در روزگار ابو بكر « 2 » و عثمان در گردآورى و نسخهپردازى مصحف شركت داشته است . در اخبار گروهى كه به جمع قرآن پرداختهاند ، اين مطلب تأييد مىشود ، چنان كه ابن سعد مىگويد : عارم بن فضل مىگويد : حماد بن زيد از ايوب و هشام از محمد بن سيرين آوردهاند كه عثمان دوازده نفر از قريش و انصار را براى جمعآورى قرآن فرا مىخواند كه ابىّ بن كعب و زيد بن ثابت در ميان آنها بودند « 3 » . همچنين خبر مشاركت وى در روزگار ابو بكر در جمعآورى قرآن را بيان كرديم كه مردانى مىنوشتند و ابىّ بن كعب بر آنان املا مىكرد « 4 » . در گذشته از حسين بن فارس نقل كرديم كه از هانى روايت كرد كه وى مىگفت : نزد عثمان بودم كه افراد گروه ، مصاحف را عرضه و تطبيق مىنمودند . عثمان مرا با استخوان شانهء گوسفندى كه در آن نوشته شده بود : « لم يتسنّ » ، « فأمهل الكافرين » و « لا تبديل للخلق » نزد ابىّ بن كعب فرستاد . هانى مىگويد : ابىّ دوات را خواست و يكى از لامها را حذف كرد و نوشت : « لخلق اللّه » و « فأمهل » را حذف كرد و نوشت ، « فمهّل » و به « لم يتسنّ » هايى
--> ( 1 ) محمد بن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 498 . ( 2 ) ابن ابى داوود السجستانى ، المصاحف ، ج 1 ، ص 9 . ( 3 ) ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 502 . ( 4 ) همان ، ص 106 .